أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )
547
آثار الباقيه ( فارسى )
سپس ، آنچه از بادها كه ميان مركز دو جهت بهوزد به نزديكترين مركز وزيدنگاه نسبت مىدهند و دستهاى از طبيعيين به طلوع آفتاب و مغرب آن در منقلبين منسوب مىدارند و آن را به نام يونانى مىخوانند . از براى تأثير طلوع منازل ماه و غروب آن طريقه خوبى در دست است بدينطور كه بايد از آغاز ايلول تا روزى را كه مىخواهيم حال آن را بدانيم بدست آورد و سيزده سيزده طرح كنيم و اگر چيزى باقى ماند بايد ديد در صورتى كه ماه در مقابلهء با آفتاب باشد و يا در يكى از دو تربيع خود اگر وقت باران باشد خواهد آمد و يا تغييرى در هوا از سرما و گرما پيدا مىشود . در روز اول ايلول بارح الصرفه و نوء سعد الاخبيه است و او اين جهت از ايلول آغاز كردند كه نخستين روز ماه اول فصل پاييز است ابو معشر مىگويد ما اين كار را در سال دويست و هفتاد نه در استقبال شوال آزموديم بدين طريق كه از اول ايلول تا روز استقبال را گرفتيم و صد و سى روز شد و سيزده سيزده آن را طرح كرديم و چيزى باقى نماند و طالع استقبال دلو بود و در آن روز باران آمد و چون ماه در تربيع راست شد باز هم در آن روز باران آمد . باز ابو معشر نقل مىكند كه در سال بعد هم همين آزمايش را تكرار كرديم و از اول ايلول تا روز پنجشنبه سيزدهم از كانون اول را بدست آورديم و سيزده سيزده طرح كرديم و چيزى باقى نماند و ميان ماه و آفتاب نصف برج فاصله بود و ماه نيز از تسديس مريخ منصرف گشته بود و به مقارنه زهره متصل شده بود و در همين وقت باز باران آمد « 1 » . اين دو حكايت را كه از ابو معشر نقل كرديم به صحت و صواب اين مطلب گواهى مىدهد ، و چون در اين كار به رباطات هند و جفور ايشان استعانت جسته شود به اصابت به واقع نزديكتر مىگردد .
--> ( 1 ) - تا تو در چشم منى از گريه خالى نيست چشم * ماه چون در برج آبى شد ز باران چاره نيست خواجو